درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۷۴: کتاب المیراث ۱۲: فصل اول (موجبات و موانع) ۱۱

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

حاجب شدن پسر عموی ابوینی نسبت به عموی ابی

در جلسه قبل، بیان شده که همیشه «قریب، حجب بعید است» یعنی در بستگان نسبی، آن کسی که نزدیک تر است، مانع ارث بردن فامیل دورتر می شود (با توجه به طبقات).

همچنین بیان شد که «متقرّب به ابوین» همیشه «متقرّب به اب» را کنار می زند. البته به شرط اینکه رتبه آن ها یکسان باشد و الا متقرب بالاب، اگر اقرب باشد، مقدم می شود بر متقرب بالابوین.

حال، این مطلب آخر، یک استثنا دارد: اگر میت، یک پسر عموی ابوینی و یک عموی ابی داشت، با اینکه رتبه عموی ابی، اقرب است نسب به پسر عموی ابوینی[۱] ولی اینجا به دلیل خاص، استثنا شده است و پسر عموی ابوینی مقدم می شود! 

نکته1: در حکم مسئله، فرقی نمی کند که این پسر عموی ابوینی، یکی باشد یا متعدد باشند. هم چنین فرقی نمی کند که عموی ابی، واحد باشد یا متعدد! به هر حال حکم مسئله به قوت خود باقی است.

نکته2: در حکم مسئله، فرقی نمی کند که کنار پسر عموی ابوینی و عموی ابی، زوج یا زوجة میت هم باشد یا نباشد! 

سؤال1: اگر به جای «عموی ابی»، «عمّه ابی» داشتیم، حکم مسئله به چه صورت خواهد بود؟ آیا پسر عموی ابوینی، همانگونه که عموی ابی را کنار می زد، می تواند عمه ابی را هم کنار بزند و بر آن مقدم شود؟

پاسخ: دو نظر است:

  • برخی: خیر! زیرا حکم نصّ و اجماع، فقط شامل عموی ابی می شود و ما هم به همان مورد نص و اجماع اکتفا می کنیم و پا را فراتر نمی گذاریم.
  • برخی: بله! حکم در این دو مورد یکی است و تغییر نمی کند. حکم عمه ابی، همانند عموی ابی است. زیرا ذکر و انثی، در اصل ارث و مرتبه و حجب، فی الجمله متفاوت نیستند (هر چند برخی اوقات سهمشان متفاوت است)

سؤال2: اگر به جای «پسر عموی ابوینی»، «دختر عموی ابوینی» داشتیم، آیا دختر عموی ابوینی هم می تواند مانند پسر عموی ابوینی، مانع ارث بردن عموی ابی شود؟[۲] 

پاسخ: همانند بالا، دو قول مطرح شده است.


یعنی طبق قاعده ای که تا به حال خواندیم، عموی ابی باید مقدم شود و ارث ببرد و مانع از پسر عموی ابوینی شود.

دعوا سر این است که چون این حکم، خلاف اصل است، آیا می توان پا را فراتر از آن گذاشت یا نمی توان؟

۴

تطبیق حاجب شدن پسر عموی ابوینی نسبت به عموی ابی

﴿ إلّا في ابن عمّ للأب والاُمّ (استثنا است از قسمت قبلی که جلسه قبل بیان شد: اقرب، مانع ابعد می شود)، فإنّه يمنع العمّ للأب ﴾ خاصّة (پسر عموی ابوینی، مانع عموی ابی است) ﴿ وإن كان ﴾ العمّ ﴿ أقرب منه (ابن عم) (گرچه از حیث رتبه، عموی ابی نزدیک تر است ولی باز با این وجود، پسر عموی ابوینی مقدم می شود بر عموی ابی) ، وهي مسألة إجماعيّة ﴾ منصوصة (این مسئله، یک مسئله اجماعی و دارای نص است) خرجت بذلك عن حكم القاعدة (خارج می شود این مسئله به واسطه اجماع و نص از حکم قاعده تقدیم اقرب) . (روایت: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ: فَإِنْ تَرَكَ عَمّاً لِأَبٍ وَ اِبْنَ عَمٍّ لِأَبٍ وَ أُمٍّ فَالْمَالُ ـ كُلُّهُ ـ لاِبْنِ اَلْعَمِّ لِلْأَبِ وَ اَلْأُمِّ لِأَنَّهُ قَدْ جَمَعَ اَلْكَلاَلَتَيْنِ كَلاَلَةَ اَلْأَبِ وَ كَلاَلَةَ اَلْأُمِّ» وَ ذَلِكَ بِالْخَبَرِ اَلصَّحِيحِ اَلْمَأْثُورِ عَنِ اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ) .

ولا يتغيّر الحكم بتعدّد أحدهما أو تعدّدهما (حکمی که در پسر عموی ابوینی و عموی ابی مطرح شد، تغییر نمی کند با تعدد یکی از این دو یا هردو!) ، ولا بالزوج والزوجة المجامعين لهما (اگر با این دو، زوج یا زوجه میت هم ارث می بردند، باز هم در حکم تفاوتی حاصل نخواهد شد) ؛ لصدق الفرض في ذلك كلّه (فرض ما در همه این موارد صادق است) .

وفي تغيّره بالذكورة والاُنوثة (در عمو و پسر عمو، اگر به جای عمو، عمه بود و یا به جای پسر عمو، دختر عمو بود، آیا حکم تغییر می کند؟) قولان (دو قول است:)، أجودهما: ذلك (حکم تغییر می کند: یعنی این حکم، در صورتی که عمه بود یا دختر عمو، دیگر جاری نمی شود و به حکم اصل مراجعه می کنیم) لكونه خلافَ الفرضِ المخالف للأصل (این تغییری که در ذکورة و انوثة رخ داد، خلاف فرض ماست! فرض نص و اجماع، اجتماع ابن عم ابوینی و عموی ابی بود! نه موارد دیگر!) ، فيقتصر على محلّه (لذا باید اکتفا شود بر محل فرض) . ووجه العدم (وجه عدم تغیّر حکم) : اشتراك الذكر والاُنثى في الإرث (در اصل ارث بردن، بین ذکر و انثی تفاوتی نیست) والمرتبة (طبقه ارث بردن) والحجب (حاجب شدن) في الجملة. وهو مذهب الشيخ (شیخ طوسی همین نظر را دارند) ، فألحق العمّة بالعمّ (عمه را ملحق کرده است به عمو و لذا می توان گفت که دختر عمو را هم ملحق به پسر عمو کرده است) .

۵

اجتماع دایی با پسر عموی ابوینی و عموی ابی

سؤال: اگر دایی، کنار عموی ابی و پسر عموی ابوینی قرار بگیرد، حکم به چه صورت است؟[۱] آیا بازهم گفته می شود که پسر عموی ابوینی، بر عموی ابی مقدم می شود یا حکم مسئله تغییر می کند؟

پاسخ: سه قول است:

  • برخی: عموی ابوینی، بر عموی ابی مقدم می شود و لذا، دایی و پسر عموی ابوینی ارث می برند.
  • برخی: با وجود دایی، دیگر دایی مانع پسر عمو می شود، و لذا دایی و عمو، ارث می برند.
  • برخی: دایی مانع ارث بردن پسر عمو می شود و پس عمو هم مانع ارث بردن عمو می شود و لذا دایی به تنهایی ارث می برد.

دایی هم با عمو و پسر عمو در یک طبقه است.

۶

تطبیق اجتماع دایی با پسر عموی ابوینی و عموی ابی

وكذا الخلاف في تغيّره بمجامعة الخال (همچنین اختلاف وجود دارد در تغیّر حکم، در صورتی که دایی هم به این دو ـ پسر عموی ابوینی و عموی ابی ـ اضافه شود) .

فقيل (نظر اول:) : يتغيّر (حکم تغییر می کند) فيكون المال بين العمّ والخال (مال بین عمو و دایی تقسیم می شود) ؛ لأنّه (دایی) أقرب من ابن العمّ (دایی از پسر عمو اقرب است)، ولا مانع له من الإرث بنصّ ولا إجماع (مانعی برای دایی از ارث به نص و اجماع وجود ندارد) ، فيسقط ابن العمّ به رأساً (قبل از اینکه نوبت به عموی ابی برسد و پسر عمو بخواهد عمو را کنار بزند، دایی، پسر عمو را کنار می زند!) ، ويبقى في الطبقة عمّ وخال (در طبقه سوم، یک عمو باقی می ماند و یک دایی)، فيشتركان (که مال بین این دو تقسیم می شود) ؛ لانتفاء مانع العمّ حينئذٍ (با وجود دایی، مانع عمو برطرف شد ـ پسر عمو رفت کنارـ) . ذهب إلى ذلك عمادُ الدين ابنُ حمزة ورجّحه المصنّف في الدروس وقَبِله المحقّق في الشرائع .

وقال قطب الدين الراوندي ومعين الدين المصري (قول دوم:) : المال للخال وابن العمّ (ارث، برای دایی و پسر عموست) ؛ لأنّ الخال لا يمنع العمّ (زیرا دایی، عمو را کنار نمی زند) ، فلأن لا يمنع ابن العمّ الذي هو أقرب (به دلیل خاص) أولى (پس برای اینکه منع نکند دایی، پسر عموی ابوینی را که بر اساس دلیل خاص اقرب است، اولی است. یعنی دایی وقتی زورش به عمو نمی رسد، به طریق اولی زورش به پسر عمویی که مانع عمو است نمی رسد) .

و (قول سوم:) قال المحقّق الفاضلُ سديدُ الدين محمود الحمصي: المال للخال (کل ارث به دایی می رسد) ؛ لأنّ العمّ محجوب بابن العمّ (عمو را که پسر عمو کنار می زند)  وابن العمّ محجوب بالخال (پسر عمو را هم که دایی کنار می زند)  .ولكلّ واحد من هذه الأقوال وجه وجيه (هر کدام از این اقوال وجیه اند) ، وإن كان أقواها الأوّل (نظر شهید ثانی: اقوی، قول اول است) وقوفاً فيما خالف الأصل على موضع النصّ والوفاق (برای اینکه توقف کنیم در حکمی که مخالف اصل است بر نص و وفاق) ، فيبقى عموم آية اولي الأرحام التي استدلّ بها الجميع على تقديم الأقرب خالياً عن المعارض (اگر روایت خاص و اجماع کنار رفت، دیگر قاعده الاقرب فالاقرب بدون معارض می ماند) . وتوقّف العلّامة في المختلف (مرحوم علامه حلی در مختلف در این مسئله توقف کرده اند) لذلك (زیرا همه اقوال، یک وجه وجیهی دارند) وقد صنّف هؤلاء الفضلاء على المسألة رسائل (تصنیف کرده اند این بزرگان، رساله هایی) تشتمل على مباحث طويلة وفوائد جليلة.

۷

حجب از بعض ارث: ولد

حجب از بعض ارث

گاهی یک فرد، مانع از تمام ارث دیگری نمی شود اما مانع از بعض ارث دیگری می شود. این بحث «حجب از بعض ارث»، در دوجا مطرح است:

  • ولد: گاهی ولد، حاجب و مانع می شود برای زوجین. یعنی اگر میت، ولد نداشته باشد، زوجین بیشتر ارث می برند از وقتی که میت ولد داشته باشد! دلیل هم آیه 12 سوره نساء است «وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ ـ ولد میت! نه ولد وارث ـ ۚ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۚ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۗ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ ۚ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَىٰ بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ ۚ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ»

استاد: سه آیه را بالای کتابتان بنویسید که همیشه جلوی چشمتان باشد:

الف) آیه 11سوره نساء

ب) آیه 12 سوره نساء

ج) آیه 176 سوره نساء

سهام مقدّره ای که در قرآن ذکر شده است، همه اش در این 3 آیه است.

۸

تطبیق حجب از بعض ارث: ولد

﴿ وأمّا الحجب عن بعض الإرث ﴾ دون بعض ﴿ ففي ﴾ موضعين:

أحدهما: ﴿ الولد ﴾ (یکی از موارد آن ولد است) ذكراً واُنثى (فرقی نمی کند که این ولد میت، دختر باشد یا پسر) فإنّه يحصل به (ولد) ﴿ الحجبُ ﴾ للزوجين ﴿ عن نصيب الزوجيّة الأعلى ﴾ (نصیب زوجیت اعلی: برای زوج: نصف ارث / برای زوجه: ربع) إلى الأدنى (برای زوج: ربع / برای زوجه: ثمن) ﴿ وإن نزل ﴾ الولد (ولو اینکه ولد نداشته باشد و نوه داشته باشد و یا نوه نداشته باشد و نبیره داشته باشد و...).

لأولادهم الذين هم الأعمام والأخوال، إلّا أنّه مستغنى عنهم بالتصريح بذكرهم.

والضابط أنّه: متى اجتمع في المرتبة الواحدة طبقات ورث الأقرب إلى الميّت فيها فالأقرب.

﴿ ثمّ القريب مطلقاً (١) ﴿ يحجب المُعتِقَ، والمُعتِقُ ومن قام مقامَه يحجب ﴿ ضامِنَ الجريرة، والضامنُ يحجب ﴿ الإمامَ، والمتقرّبُ إلى الميّت ﴿ بالأبوين في كلّ مرتبة من مراتب القرابة ﴿ يحجب المتقرّب إليه ﴿ بالأب مع تساوي الدرج كإخوة من أبويه مع إخوة من أب، لا مع اختلاف الدرج كأخ لأب مع ابن أخ لأب واُمّ، فإنّ الأقرب أولى من الأبعد وإن مَتّ (٢) الأبعد بالطرفين، دونه.

﴿ إلّا في ابن عمّ للأب والاُمّ، فإنّه يمنع العمّ للأب خاصّة ﴿ وإن كان العمّ ﴿ أقرب منه، وهي مسألة إجماعيّة منصوصة (٣) خرجت بذلك عن حكم القاعدة.

ولا يتغيّر الحكم بتعدّد أحدهما أو تعدّدهما، ولا بالزوج والزوجة المجامعين لهما؛ لصدق الفرض في ذلك كلّه.

وفي تغيّره بالذكورة والاُنوثة قولان، أجودهما: ذلك (٤) لكونه خلافَ الفرضِ المخالف للأصل، فيقتصر على محلّه. ووجه العدم: اشتراك الذكر والاُنثى

__________________

(١) في أيّ طبقة كان.

(٢) أي اتّصل.

(٣) الوسائل ١٧: ٥٠٩، الباب ٥ من أبواب ميراث الأعمام، الحديث ٥.

(٤) اختار ذلك ابن إدريس في السرائر ٣: ٢٤١، وابن سعيد في الجامع للشرائع: ٥١٨، والعلّامة في القواعد ٣: ٣٧٠، وغيرهم.

في الإرث والمرتبة والحجب في الجملة. وهو مذهب الشيخ، فألحق العمّة بالعمّ (١).

وكذا الخلاف في تغيّره بمجامعة الخال.

فقيل: يتغيّر فيكون المال بين العمّ والخال (٢)؛ لأنّه أقرب من ابن العمّ، ولا مانع له من الإرث بنصّ ولا إجماع، فيسقط ابن العمّ به رأساً، ويبقى في الطبقة عمّ وخال، فيشتركان؛ لانتفاء مانع العمّ حينئذٍ. ذهب إلى ذلك عمادُ الدين ابنُ حمزة (٣) ورجّحه المصنّف في الدروس (٤) وقَبِله المحقّق في الشرائع (٥).

وقال قطب الدين الراوندي ومعين الدين المصري: المال للخال وابن العمّ؛ لأنّ الخال لا يمنع العمّ، فلأن لا يمنع ابن العمّ الذي هو أقرب أولى (٦).

وقال المحقّق الفاضلُ سديدُ الدين محمود الحمصي: المال للخال؛ لأنّ العمّ محجوب بابن العمّ وابن العمّ محجوب بالخال (٧).

ولكلّ واحد من هذه الأقوال وجه وجيه، وإن كان أقواها الأوّل (٨) وقوفاً فيما خالف الأصل على موضع النصّ والوفاق، فيبقى عموم آية اولي الأرحام التي استدلّ بها الجميع على تقديم الأقرب خالياً عن المعارض.

__________________

(١) ُنظر الاستبصار ٤: ١٧٠، الحديث ٣ وذيله.

(٢) السرائر ٣: ٢٤١.

(٣) لم نعثر عليه. والأصل في النقل هو العلّامة في المختلف ٩: ٢٥ وفيه: وقال العماد القمّي يعرف بالطوسي، وفي المسالك هكذا: وهذا الوجه ينسب إلى العماد ابن حمزة القمّي المعروف بالطبرسي، اُنظر المسالك ١٣: ١٦٠.

(٤) الدروس ٢: ٣٣٦.

(٥) الشرائع ٤: ٣٠.

(٦) نقل عنهما العلّامة في المختلف ٩: ٢٥.

(٧) نقل عنهما العلّامة في المختلف ٩: ٢٥.

(٨) وهو تغيّر الحكم فيما خرج عن المنصوص.

وتوقّف العلّامة في المختلف (١) لذلك (٢) وقد صنّف هؤلاء الفضلاء على المسألة رسائل (٣) تشتمل على مباحث طويلة وفوائد جليلة.

﴿ وأمّا الحجب عن بعض الإرث دون بعض ﴿ ففي موضعين:

أحدهما: ﴿ الولد ذكراً واُنثى فإنّه يحصل به ﴿ الحجبُ للزوجين ﴿ عن نصيب الزوجيّة الأعلى إلى الأدنى ﴿ وإن نزل الولد. ﴿ و كذا ﴿ يحجب الولدُ ﴿ الأبوين عمّا زاد عن السدسين وأحدَهما عمّا زاد عن السدس ﴿ إلّا أن يكونا أو أحدهما ﴿ مع البنت الواحدة ﴿ مطلقاً أي سواء كان معها الأبوان أم أحدهما، فإنّهما لا يُحجَبان ولا أحدهما عن الزيادة عن السدس، بل يشاركانها فيما زاد عن نصفها وسدسيهما بالنسبة ﴿ أو البنات أي البنتين فصاعداً ﴿ مع أحد الأبوين فإنّهنّ لا يمنعنه عمّا زاد أيضاً، بل يُردّ عليهنّ وعليه ما بقي من المفروض بالنسبة كما سيأتي تفصيله (٤) ولو كان معهنّ أبوان استغرقت سهامُهم الفريضةَ، فلا ردّ فمِن ثَمّ أدخلهما في قسم الحَجب.

وفي المسألة قول نادر بحجب البنتين فصاعداً أحد الأبوين عمّا زاد عن السدس (٥) لرواية أبي بصير عن الصادق عليه‌السلام (٦) وهو متروك (٧).

__________________

(١) المختلف ٩: ٢٧.

(٢) لم يرد « لذلك » في ( ع ) و ( ف ).

(٣) لم نعرف عنها شيئاً إلّا ما جاء في الذريعة ٢: ٣٦٤ عن رسالة القطب الراوندي المسمّاة ب‍ ( الإنجاز في شرح الإيجاز في الفرائض ).

(٤) يأتي في المسألة الثانية من مسائل خمس.

(٥) منسوب إلى الإسكافي كما في المختلف ٩: ١٠٣.

(٦) الوسائل ١٧: ٤٦٥، الباب ١٧ من أبواب ميراث الأبوين والأولاد، الحديث ٧.

(٧) بضعف سندها؛ لأنّ في طريقها الحسن بن سماعة، راجع المسالك ١٣: ٦٥.