درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۸۱: کتاب المیراث ۱۹: سهام مقدره ۵

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

حق زوج یا زوجة نسبت به مقدار مازاد

بحث در این بود که اگر سهام وراث «ذا فرض» داده شد و سپس مقداری اضافه آمد، تکلیف چیست؟ بیان شد که مقدار اضافه باید بین صاحبین فروض، به نسبت فرضشان تقسیم شود.

مواردی هم از مسئله استثنا بودند مثل «زوج و زوجه». یعنی از مقدار مازاد، چیزی به زوج و زوجة نمی رسد، مگر اینکه غیر از امام، وارث دیگری برای میت نباشد. و الا اگر شخص دیگری غیر از امام وجود داشت (حتی ضامن جریرة) دیگر مقدار مازاد به زوج و زوجة نمی رسد.

سؤال: اگر غیر از امام، تنها زوج یا زوجة وارث میت اند، تکلیف چیست؟ آیا مقدار مازاد به امام می رسد یا اینکه باید به زوج یا زوجة داده شود؟

پاسخ: در اینجا 4 نظر مطرح است:

  • برخی: مقدار زائد، به زوج یا زوجة بر می گردد (به امام چیزی داده نمی شود)[۱]
  • برخی: مقدار زائد، به امام می رسد (به زوج یا زوجة از مقدار زائد چیزی نمی رسد)[۲]
  • برخی: بستگی دارد که وارث زوج است یا زوجة. اگر وارث زوج بود، مقدار زائد به او می رسد (امام چیزی نمی برد) ولی اگر وارث زوجة بود، مقدار زائد به امام می رسد (زوجة از مقدار اضافه چیزی نمی گیرد).[۳]
  • برخی: بستگی دارد: اگر در زمان غیبت بود، مقدار زائد به زوج و زوجة داده می شود و الا اگر در زمان حضور امام معصوم بود، اگر وارث زوج بود، مقدار زائد به او برگردانده می شود ولی اگر وارث زوجة بود مقدار زائد به او برگردانده نمی شود.

نکته: علت به وجود آمدن این 4 نظر، وجود اخباری است که ظاهر آن ها با یکدیگر متفاوت است. یعنی هر کدام از این 4 نظریه، سعی کرده اند به گونه ای بین اخبار را جمع کنند و لذا این 4 نظر به وجود آمده اند.

نظر شهید اول: ایشان قول چهارم را اختیار کرده اند. دلیل این این است که:

الف) اینکه گفته شد مقدار زائد به زوج برگردانده می شود مطلقا (چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت): مشهور است و ادعای اجماع بر آن شده است، همچنین روایات کثیره ای هم دال بر این مطلب وجود دارد. مثل «صحيحة أبي بصير عن الصادق عليه‌السلام: أنّه قرأ عليه فرائضَ عليّ عليه‌السلام فإذا فيها: «الزوج يحوز ـ جمع می کند ـ المال كلّه إذا لم يكن غيره»

ب) اینکه گفته شد زوجة در زمان غیبت، مقدار زائد را می برد ولی در زمان حضور، مقدار زائد به امام می رسد: دلیل این قسمت، جمع بین دو گروه از روایات است: 

دسته اول: مازاد برای امام است. 

دسته دوم: مازاد برای زوجة است.

لذا دسته اول را حمل می کنیم بر زمان حضور، و دسته دوم را حمل می بر زمان غیبت.[۴]


فرقی نمی کند که زمان حضور باشد یا غیبت

فرقی نمی کند که زمان حضور باشد یا غیبت

فرقی نمی کند که زمان حضور باشد یا غیبت

اگر این جمع را انجام ندهیم، دو روایت متعارض می شود. برای جلوگیری از تعارض، این دو روایت را جمع می کنیم.

۴

تطبیق حق زوج یا زوجة نسبت به مقدار مازاد

﴿ ولا يُردّ على الزوج والزوجة (مقدار مازاد به زوج یا زوجة رد نمی شود) إلّا مع عدم كلّ وارثٍ عدا الإمام (در صورتی که زوج یا زوجة با امام باشند، اقوالی مطرح است که در ادامه می آید. فعلا بحث در صورتی است که غیر از امام وارث دیگری نیز باشد) ﴾ بل الفاضل عن نصيبهما لغيرهما من الورّاث (مقدار زائد، به سایر وراث می رسد و به زوج یا زوجة نمی رسد) ولو ضامن الجريرة (حتی اگر تنها وارث میت، ضامن جریره باشد).

ولو فُقد مَن عدا الإمام (اگر هیچ وارث دیگری غیر از امام وجود ندارد) من الوارث (قول اول:) ففي الردّ (خبر مقدم) عليهما مطلقاً (مقدار زائد به زوج یا زوجة رد می شود مطلقا ـ چه زوج، چه زوجة / چه در زمان غیبت و چه در زمان حضور ـ) أو (قول دوم:) عدمه (رد علیهما) مطلقاً (چه زوج چه زوجة / چه زمان حضور و چه زمان غیبت) أو (قول سوم:) عليه مطلقاً (رد می شود مقدار زائد بر زوج مطلقا ـ چه در زمان حضور چه در زمان غیبت) دونها (رد نمی شود مقدار زائد بر زوجة) مطلقاً (چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت) أو (قول چهارم:) عليهما إلّا حال حضور الإمام عليه‌السلام فلا يردّ عليها خاصّة (مقدار زائد بر هر دو رد می شود مگر در صورت حضور امام که فقط در صورتی که وارث زوج باشد مقدار زائد به او داده می شود و الا در زمان حضور اگر زوجة وارث باشد، مقدار زائد به امام می رسد و چیزی به زوجة داده نمی شود) أقوال (مبتدای موخر)، مستندها (مستند این اقوال) : ظواهر أخبار المختلفة ظاهراً و الجمع (عطف بر ظواهر) بينها (ظواهر مختلف اخبار و جمع بین آن ها سبب این اختلاف در اقوال شده است) .

والمصنّف اختار هنا القولَ الأخير (شهید اول، قول چهارم را پذیرفته است) (مصنف فرمود: «ولا يُردّ على الزوج والزوجة إلّا مع عدم كلّ وارثٍ عدا الإمام»! از کجای این عبارت قول چهارم استفاده میشود؟ از ادامه عبارت، مشخص می شود که نظر شهید اول، قول چهارم است زیرا ایشان می فرمایند: «والأقرب إرثه مع الزوجة إن كان حاضراً» یعنی در فرض حضور امام در صورتی که وارث زوجة باشد، امام مازاد ارث را می برد) كما يستفاد من استثنائه من المنفيّ (همانطور که استفاده می شود از استثناء مصنف از منفی. در عبارت قبلی داشت « لایرد...» و بعد فرمودند «الا مع عدم ...») المقتضي لإثبات الردّ عليهما دون الإمام (استثناء از منفی اقتضا می کند اثبات رد بر زوج و زوجة را ـ دون الامام ـ) مع قوله: ﴿ والأقرب إرثه ﴾ أي الإمام ﴿ مع الزوجة إن كان حاضراً ﴾.

(دلیل قول چهارم مصنف چیست؟) أمّا الردّ على الزوج مطلقاً (قسمت اول قول چهارم که می گفت: مازاد ارث به زوج رد می شود مطلقا. دلیل قسمت اول این است:) فهو المشهور (نظر مشهور است) ، بل ادّعى جماعة عليه الإجماع (حتی برخی برای آن ادعای اجماع کرده اند) وبه أخبار كثيرة (اخبار فروانی هم در این باب به چشم می خورد) ، كصحيحة أبي بصير عن الصادق عليه‌السلام: أنّه قرأ عليه (ابی بصیر) فرائضَ عليّ عليه‌السلام (حضرت، کتاب فرائض امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ را بر ابی بصیر خواندند)  فإذا فيها: « الزوج يحوز (یجمع) المال كلّه إذا لم يكن غيره (نمی توان فرض کرد که امام نیستند! زیرا امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ حضور داشتند. معنای آن این است که مازاد به زوج و زوجة بر می گردد چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت) » .

وأمّا التفصيل في الزوجة (قسمت دوم قول چهارم این بود که زوجة در زمان حضور مازاد را نمی برد ولی در زمان غیبت مازاد ارث را می برد) : فللجمع بين رواية أبي بصير عن الباقر عليه‌السلام (روایت ابی بصیر از امام باقر ـ علیه السلام ـ) « أنّه سأله عن امرأة ماتت وتركت زوجها ولا وارث لها غيره، قال عليه‌السلام: إذا لم يكن غيره فله المال (همه مال باقی مانده برای زوج است) ، والمرأة لها الربع (زوجة همان مقدار فرض را می برد) ، وما بقي فللإمام (مقدار زائد از یک چهارم متعلق به امام است) (این روایت حمل شده است بر زمان حضور امام) » ومثلها رواية محمّد بن مروان عن الباقر عليه‌السلام (در وسائل، از امام صادق ـ علیه السلام نقل شده است ـ) وبين صحيحة أبي بصير عن الباقر عليه‌السلام أنّه قال له: « رجل مات وترك امرأته (مردی از دنیا می رود و زنش به عنوان وارث او باقی می ماند) ؟ قال عليه‌السلام: المال لها » (این روایت را حمل بر زمان غیبت می کنیم) بحمل هذه على حالة الغيبة وذينك على حالة الحضور (روایت قبلی را حمل بر زمان حضور می کنیم) ، حذراً من التناقض (برای اینکه تناقض و تنافی بین این دو روایت از بین برود).

۵

قول شهید اول در غایة المراد

شهید اول، در کتاب «غایة المراد»[۱] قول سوم را اختیار کرده اند (قول سوم: در صورتی که وارث زوج باشد، مقدار مازاد به او رد می شود ولی در صورتی که وارث زوجة باشد، مقدار زائد به امام داده می شود مطلقا ـ چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت امام ـ). 

دلیل این قول: دلیل عدم رد به زوجة (مطلقا) همان روایت اول ابی بصیر است. زیرا فرمود «وما بقي فللإمام».[۲] 

سؤال: روایت دوم ابی بصیر را چه می کنید؟ همان که می فرمود «المال لها»؟

پاسخ: این روایت دوم اگرچه سنداً صحیح است اما:

  • اگر بخواهیم به این روایت مطلقا عمل کنیم (چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت): لازمه اش این است که روایت اول را طرح کنیم که چنین چیزی قائل ندارد.[۳] 
  • اگر بخواهیم این روایت دوم را به زمان غیبت اختصاص دهیم[۴]: اشکال دارد! زیرا ظاهر روایت این است که دارد حکم در زمان حضور را بیان می کند. یعنی امام دارند حکم یک واقعه ای که در خارج به صورت بالفعل و در زمان حضور معصوم اتفاق افتاده است را بیان می کنند.

که شرح کتاب ارشاد الاذهان علامه است.

اصل اولی این است که مازاد به زوج و زوجة بر نگردد.

منظور این است که قائل معتدّ به ندارد. 

همانند قائل قول چهارم

۶

تطبیق قول شهید اول در غایة المراد

والمصنّف في الشرح (غایة المراد فی شرح ارشاد الاذهان) اختار القول الثالث (قول سوم را اختیار کرده است) المشتمل على عدم الردّ عليها مطلقاً (چه در حال حضور و چه در حال غیبت) محتجّاً بما سبق (مراد روایت اول ابی بصیر است) فإنّ ترك الاستفصال دليل العموم (این که امام بین زمان حضور و غیبت ترک استفصال کردند فرقی نگذاشتند، دلیل عمومیت است ـ روایت هم شامل زمان حضور می شود و هم شامل زمان غیبت ـ)، وللأصل الدالّ على عدم الزيادة على المفروض (اصل اولی هم مطابق با این مطلب است. یعنی اصل اولی این است که زوجة فقط سهم خود را ببرد و نسبت به مازاد حقی نداشته باشد).

وخبر الردّ عليها مطلقاً (روایت دوم ابی بصیر که فرمود «المال لها») وإن كان صحيحاً (اگر چه از حیث سندی صحیح است) إلّا أنّ في العمل به مطلقاً (در عمل به این روایت مطلقا ـ چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت ـ) إطراحاً لتلك الأخبار (باید روایت اول را طرح کرد) ، والقائل به نادر جدّاً (قائل به این مسئله که روایت دوم را مطلقا عمل کنیم و روایت اول را کنار بگذاریم نادر است) وتخصيصه بحالة الغيبة بعيد جدّاً (اختصاص دادن این روایت دوم به زمان غیبت هم بعید است جداً) ؛ لأنّ السؤال فيه للباقر عليه‌السلام في « رجل مات » بصيغة الماضي (سائل می پرسد مردی از دنیا رفت! معلوم می شود دارد از یک واقعه خارجی که الآن اتفاق افتاده است سؤال می پرسد) وأمرهم عليهم‌السلام حينئذٍ (وقت سؤال سائل) ظاهر (معلوم است که آن زمانف زمان حضور بوده است) ، والدفع إليهم ممكن (ممکن بوده است که مازاد بر ارث را به امام دهند) ، فحمله على حالة الغيبة المتأخّرة عن زمن السؤال عن ميّت بالفعل بأزيد من مئة وخمسين سنة أبعد (حمل کردن این روایت و فرمان امام بر حال غیبت که متاخر است از زمان سؤال سائل ابعد است) ـ كما قال ابن إدريس (ابن ادریس هم به این مطلب اشاره فرموده است) ـ ممّا بين المشرق والمغرب (خیلی بعید است که این روایت حمل بر زمان غیبت شود). وربما حُمل على كون المرأة قريبة للزوج (جدای از عنوان زوجیت، نسبت دیگری هم با میت دارد) وهو بعيد عن الإطلاق (این احتمال، از اطلاق روایت بعید است) ، إلّا أنّه وجه في الجمع (البته این هم یک وجهی است در جمع بین دو روایت). (برخی حرف دیگری زده اند و گفته اند این روایت که فرمود «المال لها» حمل می شود بر صورتی که زوجة، علاوه بر زوجة بودن برای میت، نسبت دیگری هم با میت دارد. مثلا هم زوجة میت است و هم دختر عموی اوست. شهید می فرمایند این احتمال بعید است از روایت )

﴿ إلّا مع عدم القريب أي الأقرب منهم؛ لعموم آية ( اولي الأرحام ) وإجماع أهل البيت عليهم‌السلام وتواترِ أخبارهم بذلك (١) ﴿ فيُردّ فاضل الفريضة ﴿ على البنت والبنات، والاُخت والأخوات للأب والاُمّ أو للأب مع فقدهم ﴿ وعلى الاُمّ، وعلى كلالة الاُمّ مع عدم وارث في درجتهم وإلّا اختصّ غيرهم من الإخوة للأبوين أو للأب بالردّ، دونهم.

﴿ ولا يُردّ على الزوج والزوجة إلّا مع عدم كلّ وارثٍ عدا الإمام بل الفاضل عن نصيبهما لغيرهما من الورّاث ولو ضامن الجريرة.

ولو فُقد مَن عدا الإمام من الوارث ففي الردّ عليهما مطلقاً (٢) أو عدمه مطلقاً (٣) أو عليه مطلقاً دونها مطلقاً (٤) أو عليهما إلّا حال حضور الإمام عليه‌السلام فلا يردّ عليها خاصّة (٥) أقوال، مستندها: ظواهر أخبار (٦) المختلفة ظاهراً و(٧) الجمع بينها.

__________________

(١) راجع الوسائل ١٧: ٤٣١ ـ ٤٣٤، الباب ٨ من أبواب موجبات الإرث.

(٢) المقنعة: ٦٩١.

(٣) وهو الذي قد يظهر من كلام سلّار في المراسم: ٢٢٤، واُنظر الإيضاح ٤: ٢٣٧، والمسالك ١٣: ٧٠.

(٤) ذهب إليه السيّد في الانتصار: ٥٨٤، المسألة ٣١٨، والشيخ في المبسوط ٤: ٧٤، وابن زهرة في الغنية: ٣٣١ ـ ٣٣٢، وابن إدريس في السرائر ٣: ٢٨٤.

(٥) ذهب إليه الصدوق في الفقيه ٤: ٢٦٢، ذيل الحديث ٥٦١٢، والشيخ في التهذيب ٩: ٢٩٥، ذيل الحديث ١٠٥٦، والاستبصار ٦: ١٥٠ ـ ١٥١، ذيل الحديث ٥٦٨، وابن سعيد في الجامع للشرائع: ٥٠٢، والعلّامة في التحرير ٥: ٣٩.

(٦) كذا في ( ع ) التي قوبلت بالأصل، وهو الأصحّ. وفي سائر النسخ: الأخبار.

(٧) في ( ع ) و ( ف ): أو.

والمصنّف اختار هنا القولَ الأخير كما يستفاد من استثنائه من المنفيّ المقتضي لإثبات الردّ عليهما دون الإمام مع قوله: ﴿ والأقرب إرثه أي الإمام ﴿ مع الزوجة إن كان حاضراً .

أمّا الردّ على الزوج مطلقاً فهو المشهور، بل ادّعى جماعة عليه الإجماع (١) وبه أخبار كثيرة، كصحيحة أبي بصير عن الصادق عليه‌السلام: أنّه (٢) قرأ عليه فرائضَ عليّ عليه‌السلام فإذا فيها: « الزوج يحوز المال كلّه إذا لم يكن غيره » (٣).

وأمّا التفصيل في الزوجة: فللجمع بين رواية أبي بصير عن الباقر عليه‌السلام « أنّه سأله عن امرأة ماتت وتركت زوجها ولا وارث لها غيره، قال عليه‌السلام: إذا لم يكن غيره فله المال، والمرأة لها الربع، وما بقي فللإمام » (٤) ومثلها رواية محمّد بن مروان عن الباقر عليه‌السلام (٥) وبين صحيحة أبي بصير عن الباقر عليه‌السلام أنّه قال له: « رجل مات وترك امرأته ؟ قال عليه‌السلام: المال لها » (٦) بحمل هذه على حالة (٧) الغيبة وذينك على حالة (٨) الحضور، حذراً من التناقض.

والمصنّف في الشرح اختار القول الثالث (٩) المشتمل على عدم الردّ عليها

__________________

(١) كالسيّد في الانتصار: ٥٨٤، وابن زهرة في الغنية: ٣٣٢، وابن إدريس في السرائر ٣: ٢٨٤.

(٢) في ( ع ): وأنّه.

(٣) الوسائل ١٧: ٥١٢، الباب ٣ من أبواب ميراث الأزواج، الحديث ٢.

(٤) المصدر نفسه: ٥١٦، الباب ٤ من أبواب ميراث الأزواج، الحديث ٨.

(٥) المصدر المتقدّم، الحديث ٧.

(٦) المصدر المتقدّم، الحديث ٩، ولكن صحيحة أبي بصير عن أبي عبد الله عليه‌السلام.

(٧) في ( ش ) و ( ر ): حال.

(٨) في ( ش ) و ( ر ): حال.

(٩) آية المراد ٣ ٥٧٥ ٥٧٩.

مطلقاً محتجّاً بما سبق (١) فإنّ ترك الاستفصال دليل العموم، وللأصل الدالّ على عدم الزيادة على المفروض.

وخبر الردّ عليها مطلقاً (٢) وإن كان صحيحاً إلّا أنّ في العمل به مطلقاً إطراحاً لتلك الأخبار، والقائل به نادر جدّاً (٣) وتخصيصه بحالة الغيبة بعيد جدّاً؛ لأنّ السؤال فيه للباقر عليه‌السلام في « رجل مات » بصيغة الماضي وأمرهم عليهم‌السلام حينئذٍ ظاهر، والدفع إليهم ممكن، فحمله على حالة الغيبة المتأخّرة عن زمن السؤال عن ميّت بالفعل بأزيد من مئة وخمسين سنة أبعد ـ كما قال ابن إدريس (٤) ـ ممّا بين المشرق والمغرب. وربما حُمل على كون المرأة قريبة للزوج (٥) وهو بعيد عن الإطلاق، إلّا أنّه وجه في الجمع.

ومن هذه الأخبار ظهر وجه القول بالردّ عليهما مطلقاً كما هو ظاهر المفيد (٦) وروى جميل في الموثّق عن الصادق عليه‌السلام: « لا يكون الردّ على زوج ولا زوجة » (٧) وهو دليل القول الثاني (٨) وأشهرها الثالث (٩).

__________________

(١) أي روايتي أبي بصير ومحمّد بن مروان.

(٢) هو صحيحة أبي بصير.

(٣) لا ينقل ذلك إلّا عن ظاهر المفيد، انظر المسالك ١٣: ٧٣.

(٤) السرائر ٣: ٢٤٣.

(٥) حمله على ذلك الشيخ في التهذيب ٩: ٢٩٥، ذيل الحديث ١٠٥٦، والاستبصار ٤: ١٥١، ذيل الحديث ٥٦٨.

(٦) المقنعة: ٦٩١.

(٧) الوسائل ١٧: ٥١٦، الباب ٤ من أبواب الميراث، الحديث ١٠.

(٨) عدم الردّ عليهما مطلقاً.

(٩) الردّ على الزوج، دون الزوجة مطلقاً.