درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۹۶: کتاب المیراث ۳۴: سهام مقدره ۲۰

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

قول سوم در مسئله اجداد ثمانیه

طبقه دوم ارث

مسئله یازدهم

بحث در «اجداد ثمانیه در مرتبه دوم» بود. این 8 نفر عبارتند از:

  1. پدرِ پدرِ پدرِ میت 
  2. مادرِ پدرِ پدرِ میت
  3. پدرِ مادرِ پدرِ میت
  4. مادرِ مادرِ پدرِ میت
  5. پدرِ پدرِ مادرِ میت
  6. مادرِ پدرِ مادرِ میت
  7. پدرِ مادرِ مادرِ میت
  8. مادرِ مادرِ مادرِ میت

در تقسیم اموال میان این 8 نفر، سه قول مطرح شده است:

قول اول (مشهور): اقرباء اب، دو سوم مال و اقرباء ام یک سوم مال را می برند (و بینشان بالسویه تقسیم می شود). حال دو سوم اقرباء اب را دوباره به سه قسمت تقسیم می کنیم. جد و جدة پدری، دو سوم و جد و جده مادری، یک سوم. حال هر کدام از این ها هم به صورت دو به یک (للذکر مثل حظ الانثیین) تقسیم می شود. 

پس: مال را باید 108 قسمت کنیم. از این 108 قسمت، 36 سهم آن (یک سوم کل مال) برای اقرباء ام است (شماره: 5 و 6 و 7 و 8). حال این 36 قسمت، تقسیم بر 4 می شود که یعنی به هر کدام از این 4 نفر، 9 سهم می رسد. سپس سراغ اقرباء اب می رویم که باید 72 سهم از 108 سهم را ببرند (دو سوم کل مال). حال از این 72 سهم، به شماره 1 و 2 (جد و جدة پدریِ میت) 48 سهم می دهیم (دو سومِ 72 تا) که بین خودشان باید دو به یک تقسیم کنند (32 سهم = جد ـ شماره 1 / 16 سهم= جدة ـ شماره 2). حال سراغ 24 سهم باقی مانده می رویم که باید به شماره 3 و 4 برسد. از این 24 تا، 16 تا را به شماره 3 می دهیم و 8 تا را به شماره 4 می دهیم (اقرباء اب، باید کلاً بینشان به صورت دو به یک تقسیم شود).

قول دوم (معین الدین مصری): ایشان تنها شماره 1 و 2 را اثلاثا تقسیم می کرد (للذکر مثل حظ الانثیین). ولی باقی را بالسویه (بین جد و جدة) تقسیم می کرد. ولی سایر عملیات های ایشان مثل مشهور بود! یعنی ایشان هم ابتدا ثلث مال را به اقرباء ام می داد و دو سوم مال را به اقرباء اب.

پس: بر اساس 54 قسمت، تقسیم می کنیم: 18 قسمت به اقرباء ام داده می شود. سپس از این 18 تا 6 سهم به 7 و 8 داده می شود (هر کدام 3 سهم). 12 تا را هم به 5 و 6 می دهیم (هر کدام 6 تا). سپس 36 تای باقی مانده را 12 تایش را به 3 و 4 می دهیم که بینشان مساوی تقسیم می شود (هر کدام 6 تا) و 24 تا را به 1 و 2 می دهیم که بینشان اثلاثاً تقسیم می شود (16 تا جد، 8 تا جدة).

قول سوم (زین الدین محمد بن القاسم البرزهی): ثلثِ ثلثِ مال برای پدر و مادرِ مادرِ مادر است (بالسویه) (شماره 7 و 8). دو سوم ثلثِ مال هم برای پدر و مادرِ پدرِ مادرِ میت است (اثلاثاً. للذکر مثل حظ الانثیین) (شماره 5 و 6)[۱]. یک فرق این قول، با دو قول قبلی در همین شماره 5 و 6 است! زیرا دو قول قبلی می گفتند مال در 5 و 6، بالسویه تقسیم می شود ولی ایشان عقیده دارد که مال باید اثلاثاً تقسیم شود.

سپس سراغ دو سوم اقرباء اب می رویم. ایشان همان حرف مشهور را در دو سوم اقرباء اب قبول دارند[۲] و مانند آن ها تقسیم می کنند.

نتیجه: مشهور می گفتند هرکسی از طریق پدر میت، رابطه جد و جدة دارد، باید مال را اثلاثاً تقسیم کند و هر کسی از طریق مادر میت، رابطه جد و جدة دارد، باید مال را مساوی تقسیم کند[۳].

اما معین الدین مصری، هر دو (پدر و پدر بزرگ) را در نظر می گرفت که اگر هر دو مرد بودند (شماره 1 و 2) می شود اثلاثا ولی در بقیه جاها چون همیشه یک مادر وجود دارد، لذا مساوی تقسیم میکرد. 

زین الدین هم می فرماید: اگر در مسیر، یک پدر وجود داشت، مال اثلاثاً تقسیم می شود. لذا در 7 و 8 که هر دو مادر اند (در واسطه ها) مساوی تقسیم می شود ولی در بقیه چون یک پدر وجود دارد لذا باید اثلاثاً تقسیم صورت بگیرد.


پس ایشان هم مانند مشهور، معتقد است که در ابتدا یک سوم مال برای اقرباء ام و دو سوم برای اقرباء اب است.

قول مشهور: مال در اقرباء اب، در همه موارد، اثلاثاً تقسیم می شود.

مشهور، کاری به نسل دوم نداشتند! فقط پدر و مادر میت را ملاک قرار می دادند.

۴

تطبیق قول سوم در مسئله اجداد ثمانیه

والثاني للشيخ زين الدين محمّد بن القاسم البُرْزُهي (برخی گفته اند بَرزَهی درست است که نام یک روستا است ـ ریاض المسائل، ج14، ص 342) (معجم رجال حدیث: کان فقیهاً فاضلاً نقلوا له اقوالاً فی کتب الاستدلال) : أنّ ثلث الثلث لأبوي اُمّ الاُمّ (شماره 7 و 8) بالسويّة، وثلثيه (دو سومِ یک سوم) لأبوي أبيها (شماره 5 و 6) أثلاثاً، وقسمة أجداد الأب كما ذكره الشيخ (تقسیم اجداد اب همانند شیخ طوسی تقسیم کرده است) . وصحّتها (سهام) أيضاً من أربعة وخمسين (برای جلوگیری از اعشار، تقسیم را از عدد 54 حساب می کنیم)، لكن يختلف وجه الارتفاع (وجه و راه رسیدن به عدد 54 با راه و روشی که در قول دوم به عدد 54 رسیدیم، متفاوت است) ، فإنّ سهام أقرباء الاُمّ هنا ثمانية عشر (سهام اقرباء ام = 18 / 3×2×3=18) (ثلثِ اقرباء ام باید 3 قسمت شود. حال این سه قسمت را، یکی اش را دو قسمت کرده دو قسمتش را 3 قسمت می کنیم) وأقرباء الأب تسعة (دو سومی که به اقرباء اب داده می شود باید 9 قسمت شود) تُداخِلها (9 و 18 بر هم قابل تقسیم اند. پس 9 را کنار می گذاریم. سپس 18 را در سه قسمت اولیه ضرب می کنیم که می شود 54)، فيُجتزى (اکتفا می شود) بضرب الثمانية عشر في الثلاثة أصل الفريضة (در سه سهم فریضه ضرب می شود که عدد 54 به دست می آید).

ومنشأ الاختلاف: النظرُ إلى أنّ قسمة المنتسب إلى الاُمّ بالسويّة (هر سه قول قبول دارند که سهمی که منتسب به مادر است باید بالسویه تقسیم شود) (حال سؤال در این است که در کجا سهم منتسب به ام است؟ این سؤال منشا اختلاف بین سه قول شده است) (این قسمت در حواشی، سبب اختلافات زیادی شده است:) فمنهم (قول مشهور:) من لاحظ الاُمومة في جميع أجداد الاُمّ (مشهور، مادر میت را در نظر گرفته اند و جمیع اجدادِ امی میت را مساوی می دهند) و منهم (قول سوم:) من لاحظ الأصل (منظور از اصل، آن فردی است که اجدادِ اربعه، از طریق او جدِ امّ میت شدند) ومنهم (قول دوم:) من لاحظ الجهتين (برخی از این اقوال، هر دو جهت را ملاحظه کردند. یعنی اگر اجداد، از طریق ام میت بودند مساوی می برد ـ قول مشهور ـ و هر کسی هم که ریشه اش مادر بود، بازهم مساوی تقسیم می شود. یعنی هم 4 مورد مشهور را قبول دارند و هم موارد قول سوم) .

وفي المسألة قولان آخران:

أحدهما للشيخ معين الدين المصري (١): أنّ ثلث الثلث لأبوي اُمّ الاُمّ بالسويّة وثلثاه لأبوي أبيها بالسويّة أيضاً، وثلث الثلثين لأبوي اُمّ الأب بالسويّة وثلثاهما لأبوي أبيه أثلاثاً. فسهام قرابة الاُمّ ستّة وسهام قرابة الأب ثمانية عشر فيجتزأ بها؛ لدخول الاُخرى فيها، وتُضرب في أصل المسألة يبلغ أربعةً وخمسين. ثلثها ثمانية عشر لأجداد الاُمّ، منها اثنا عشر لأبوي أبيها بالسويّة، وستّة لأبوي اُمّها كذلك. وستّة وثلاثون لأجداد الأب، منها اثنا عشر لأبوي اُمّه بالسويّة، وأربعة وعشرون لأبوي أبيه أثلاثاً. وهو ظاهر.

والثاني للشيخ زين الدين محمّد بن القاسم (٢) البُرْزُهي (٣): أنّ ثلث الثلث لأبوي اُمّ الاُمّ بالسويّة، وثلثيه لأبوي أبيها أثلاثاً، وقسمة أجداد الأب كما ذكره الشيخ. وصحّتها أيضاً من أربعة وخمسين، لكن يختلف وجه الارتفاع، فإنّ سهام أقرباء الاُمّ هنا ثمانية عشر وأقرباء الأب تسعة تُداخِلها، فيُجتزى بضرب الثمانية عشر في الثلاثة أصل الفريضة.

ومنشأ الاختلاف: النظرُ إلى أنّ قسمة المنتسب إلى الاُمّ بالسويّة، فمنهم من لاحظ الاُمومة في جميع أجداد الاُمّ (٤) ومنهم من لاحظ الأصل (٥) ومنهم من لاحظ الجهتين (٦).

__________________

(١) حكاه عنه الشهيد في الدروس ٢: ٣٧٠ ـ ٣٧١.

(٢) في ( ع ): أبي القاسم.

(٣) حكاه عنه الشهيد في الدروس ٢: ٣٧١.

(٤) وهو الشيخ ومن تبعه.

(٥) وهو القائل بالقول الثاني.

(٦) وهو القائل بالقول الثالث.