فصل چهارم: توابع
مسئله نهم: میراث مجوسی
تعریف مجوسی: امّة یعبدون الشمس و النار.
سؤال1: چرا از میراث مجوسی ها بحث می کنیم؟ چرا از میراث یهودی ها یا مسیحی و ... بحث نمی کنیم؟
پاسخ: مجوسی ها، یک ویژگی مخصوص دارند و آن اینکه «ینکح المحرّمات کالاخت و البنت و الام باعتقاد حلیّة ذلک»[۱]
سؤال2: وجود چنین حکمی در میان مجوسی ها، چه ربطی به ما مسلمانان دارد؟ چرا ما باید از آن بحث کنیم؟
پاسخ: گاهی در حکومت اسلامی، مجوسی هایی وجود دارند که وقتی برایشان اختلافی پیدا می شود، ترافع به حکّام اسلامی می کنند. مثلا در مسئله ارث، به حکام اسلامی مراجعه کرده و درخواست تقسیم ارث می کنند.[۲] حال باید کیفیت تقسیم ارث این ها را مورد بررسی قرار دهیم.
علماء شیعه در کیفیت تقسیم ارث مجوسی ها اختلاف نظر دارند:
قول اول (ابوالصلاح حلبی، ابن ادریس): دو حالت دارد:
الف) اگر نسب و سبب صحیح بین آن ها برقرار بود، از یکدیگر ارث می برند[۳]. برای مثال، اگر مجوسی با زنی که به او محرم نیست ازدواج کند (که ما مسلمانان نیز چنین ازدواجی را جایز می دانیم) و سپس از آن زن بچه دار شد، در اینجا هم نسب این بچه صحیح است و هم سبب، سببی صحیح می باشد. لذا ارث، هم در زوجیت برقرار است و هم برای فرزند ثابت است.
ب) اگر نسب و سبب صحیح بین آن ها برقرار نبود، از یکدیگر ارث نمی برند. برای مثال اگر یک مجوسی با خواهر خود ازدواج کرد و از او بچه دار شد، در این صورت، هم نسب بچه فاسد است و هم زوجیت بین مجوسی و خواهرش. و لذا با مردن این مجوسی، نه فرزندش از او ارث می برد و نه خواهرش ارث زوجة را می برد (البته خواهر او، ارث خواهر را می برد ولی ارث زوجیت را نمی برد)
دلیل این قول: نسب و سبب غیر صحیح، در شریعت اعتباری ندارد و باطل است. لذا حاکم باید بر نسب و سبب غیر صحیح، اثری بار نکند.
قول دوم (شیخ طوسی و جماعتی): مجوسی ها، هم به سبب و نسب صحیح ارث می برند و هم به نسب و سبب فاسد ارث می برند. لذا اگر یک مجوسی، با خواهر خود ازدواج کند و از او بچه دار شود، آن بچه، ولو نسبش فاسد است، اما از پدرش ارث می برد و آن خواهر نیز، ارث زوجة را می برد.
دلیل این قول: روایاتی در این باب است که به آن استدلال کرده اند. برای مثال روایت: «عَنِ اَلسَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّهُ كَانَ يُوَرِّثُ اَلْمَجُوسِيَّ إِذَا تَزَوَّجَ بِأُمِّهِ وَ بِابْنَتِهِ مِنْ وَجْهَيْنِ ـ به این مجوسی، از دو جهت ارث می دادند ـ مِنْ وَجْهِ أَنَّهَا أُمُّهُ وَ وَجْهِ أَنَّهَا زَوْجَتُهُ»
قول سوم (فضل بن شاذان و مصنّف): دو حالت دارد:
الف) در نسب: مجوسی ارث می برد هم به نسب صحیح و هم به نسب فاسد.
ب) در سبب: مجوسی، فقط و فقط به سبب صحیح ارث می برد (به سبب فاسد ارث نمی برد).
دلیل این قول: اینکه در نسب، هم صحیح و هم فاسد آن مفید ارث است، به خاطر این است که در مسلمانان هم همین حکم برقرار است! البته در فرضی که منشا فساد نسب، شبهه باشد. برای مثال اگر کسی به شبهه، با خواهر خودش همبستر شد و از او بچه دار شد، در این صورت این بچه، از پدرش ارث می برد. حال در مجوسی هم به خاطر اعتقاداتی که در دینشان دارند، وطی آن ها، مصداق وطی بالشبهه است[۴].
اما اینکه در سبب، صحیح آن مفید ارث است ولی فاسد آن مفید ارث نیست، به خاطر برخی آیات قرآن کریم است. برای مثال در آیه خداوند می فرماید: «وأن احكُم بينهم بما أنزل الله» یا «وقل الحقّ من ربّكم» یا «وإن حكمت فاحكم بينهم بالقسط». حال باید دانست که هیچ حکم فاسدی، مصداق «ما انزل الله» یا «حق» یا «قسط» نیست.
نظر شهید ثانی: به نظر من، همین قول سوم درست است.
اشکال: همانطور که با استناد به این سه آیه، ثابت کردید که سبب فاسد موجب ارث نیست، خب با همین سه آیه ثابت می کردید که نسب فاسد هم موجب ارث نمی باشد!
پاسخ: در ادامه بیان خواهیم کرد.