درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۱۳۳: کتاب الحدود ۷: حدّ زنا ۷

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

بیان برخی نکات درباره شرایط بینة

راه های اثبات زنا

راه دوم: بیّنه

شرائط بیّنه

4 شرط برای بینة در جلسات قبل بیان شد.

حال به بیان برخی نکات و سؤالات در رابطه با این شرائط می پردازیم:

نکته1: اگر شاهد اول، به تنهایی شهادت داد و به همین سبب، حدّ قذف بر او جاری شد[۱]، اگر بقیه شهود هم بیایند و شهادت بدهند، شهادت آن ها نیز به درد نمی خورد و همه آن ها نیز حدّ قذف خواهند خورد. زیرا همانطور که شاهد اول شرایط شهادت را نداشت، سه شاهد دیگر نیز شرائط را نداشتند و لذا حکمی یکسانی در مورد همه آن ها جاری می شود.

سؤال: آیا فاصله زمانی تحقق زنا از شهادت مضرّ به پذیرش شهادت است یا خیر؟[۲]

پاسخ: چنین شرطی وجود ندارد. حتی اگر 10 سال پیش هم زنا رخ داده باشد، می توان آن را با شهادتِ شهود ثابت کرد. به دلیل:

  • اصل: اصلِ صحت شهادت عادل و عدم وجود چنین شرطی (نبود فاصله زمانی بین شهادت و زنا).
  • ردّ برخی اخبار: در برخی روایات این تعبیر وجود دارد: «متی زاد عن ستة اشهر لایسمع» ـ اگر فاصله بیش از 6 ماه شد دیگر شهادت مورد پذیرش نیست ـ. این روایات شاذ است. 

نکته2: اگر شهود به طور کامل و موثّر شهادت دادند و حد زنا بر زانی ثابت شد، تصدیق و تکذیب زانی بدون اثر در ثبوت حد زنا خواهد بود. در فرض تصدیق، واضح است که اثری ندارد زیرا تصدیق و تایید کرده است (وقتی خودش هم می گوید این ها راست می گویند و من زنا کرده ام، دیگر معنی ندارد که بگوییم زنا ساقط است)[۳]. در فرضِ تکذیب هم اگر تکذیب زانی، سبب جلوگیری از ثبوت حدّ شود، لازمه این قول، تعطیلی احکام است. زیرا همیشه زانی می تواند با تکذیب شهود، حد زنا را از خودش ساقط کند.


اگر اجتماع را شرط بدانیم، چون بدون حصول اجتماع شهادت داده است، شهادت او پذیرفته نمی شود ـ تراخی و عدم تراخی، در این مبنا مهم نیست. مهم اجتماع است ـ اما اگر قائل به عدم اشتراط اجتماع شدیم و تراخی را ملاک قرار دادیم، چون تراخی در شهادت رخ داده است، شهادت او پذیرفته نمی شود.

برای مثال، شخصی 5 سال پیش مرتکب زنا شده است و الآن 4 شاهد می خواهند به زنای او در 5 سال پیش شهادت دهند. آیا چنین شهادتی صحیح است یا خیر؟

قولی عجیب از ابوحنیفه: اگر 4 نفر شهادت دادند و سپس خودِ زانی آن ها را تصدیق کرد، این تصدیق او، حکم اقرار را دارد و اقرار هم که یکبار به درد نمی خورد و تا 4 بار اقرار نکند، زنا بر او ثابت نمی شود!!!

۴

تطبیق بیان برخی نکات درباره شرایط بینة

وحيث يُحدّ الشاهد أوّلاً (شاهدی که اول شهادت داد) قبل حضور أصحابه إمّا مطلقاً (چه با تراخی چه بدون تراخی ـ در صورتی که ما قائل باشیم اشتراطِ اجتماع حال اداء شهادت را ـ) أو مع التراخي (در فرضی که قائل باشیم به عدمِ اشتراط اجتماعِ حال اداء شهادت) ﴿ فإن جاء الآخرون ﴾ بعد ذلك (بعد از حد خوردن شاهد اول، سه شاهد دیگر هم آمدند) ﴿ وشهدوا حُدّوا أيضاً (آن سه شاهد هم حد می خورند) ﴾ لفقد شرط القبول (اجتماع شهود حین الاداء یا عدم تراخی در شهادت) في المتأخّر كالسابق (مانند فرد سابق) .

﴿ ولا يقدح تقادم الزنا ﴾ المشهود به ﴿ في صحّة الشهادة ﴾ للأصل (ضرر نمی زند قدیمی بودن زنایی که به آن شهادت داده می شود در صحت شهادت به خاطر اصل ـ اصلِ عدم شرط بودن فاصله نیوفتادن ـ) . وما رُوي في بعض الأخبار: من أنّه ﴿ متى زاد عن ستّة أشهر لا يسمع ﴾ شاذّ (آنچه در برخی روایات آمده است که «هر وقت زیاد تر از 6 ماه شد این چنین شهادتی پذیرفته نمی شود»، این روایات شاذّ است) (پاورقی: چنین روایاتی را پیدا نکردیم / استاد: شاید در زمان شهید، ایشان به روایاتی دسترسی داشتند که امروزه به دست ما نرسیده است) .

﴿ ولا يسقط ﴾ الحدّ ولا الشهادة ﴿ بتصديق الزاني الشهود ولا بتكذيبهم (وقتی شهود شهادت دادند، تصدیق یا تکذیب زانی نسبت به قول شهود، تاثیری در سقوط حد ندارد) ﴾ أمّا مع التصديق فظاهر (در صورتی که زانی شهود را تصدیق کند که روشن است که حد ساقط نمی شود) (استاد: این حرف در مقابل قول ابوحنیفه است که می گوید در صورت تصدیق، این تصدیق چون یک نوع اقرار است باید 4 بار صورت بگیرد و تا 4 بار هم اقرار نکند، زنا ثابت نخواهد شد) . وأمّا مع التكذيب (اگر زانی شهود را تکذیب کند باز هم حد زنا ساقط نمی شود) ؛ فلأنّ تكذيب المشهود عليه (زانی) لو أثّر لزم تعطّل الأحكام (اگر قرار باشد تکذیب زانی تاثیر داشته باشد، لازمه اش این است که احکام تعطیل شوند) .

۵

توبه شخص زانی و اثر آن / ادعای جهل و شبهة در زانی

[بیان برخی از نکات در مورد مطالعه[۱] و پیش مطالعه[۲] و کیفیت آن ها]

....

سؤال1: اگر زانی توبه کند، آیا حد از او مرتفع می شود یا خیر؟

پاسخ: دو صورت در اینجا متصور است:

الف) بیّنه وجود دارد (شهود وجود دارد): دو حالت دارد:

  • قبل از قیام بیّنه توبه می کند: حدّ از او ساقط می شود. (بنابر قول مشهور، توبه قبل از قیام بینه، حدّ را به طور کلی ساقط می کند)
  • بعد از قیام بیّنه توبه می کند: حدّ از او ساقط نمی شود. به خاطر استصحابِ بقاءِ وجوبِ حدّ. 

نکته: برخی گفته اند در صورت دوم، امام مخیّر است که حدّ را از زانی ساقط کند یا نکند. ولی مشهور معتقدند که حدّ در هر صورت جاری است و ساقط نمی شود.

ب) اقرار وجود دارد: دو حالت دارد:

  • توبه، قبل از اقرار باشد: به طریق اولی حدّ ساقط است (اگر گفته شود قبل از قیام بینه، توبه سبب سقوط حد می شود، به طریق اولی باید در توبه قبل از اقرار قائل به سقوط حد شویم). وجه اولویت: در بیّنه، احتمال اینکه توبه، توبه مصلحتی باشد وجود دارد. زیرا شخص تا می فهمد شهود میخواهند بروند شهادت دهند، توبه می کند تا حد از او ساقط شود اما اقرار چنین احتمالی نیست و توبه او به واقعیت نزدیک تر است. لذا اولیت در اقرار وجود دارد.
  • توبه، بعد از اقرار باشد: امام مخیّر است بین اقامه حدّ یا عفو از آن حدّ. 

روایت: «عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : فِي رَجُلٍ سَرَقَ أَوْ شَرِبَ اَلْخَمْرَ أَوْ زَنَى فَلَمْ يُعْلَمْ ذَلِكَ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْخَذْ حَتَّى تَابَ وَ صَلَحَ فَقَالَ إِذَا صَلَحَ وَ عُرِفَ مِنْهُ أَمْرٌ جَمِيلٌ لَمْ يُقَمْ عَلَيْهِ اَلْحَدُّ قَالَ اِبْنُ أَبِي عُمَيْرٍ ، قُلْتُ فَإِنْ كَانَ أَمْراً قَرِيباً لَمْ تُقَمْ قَالَ لَوْ كَانَ خَمْسَةَ أَشْهُرٍ أَوْ أَقَلَّ وَ قَدْ ظَهَرَ مِنْهُ أَمْرٌ جَمِيلٌ لَمْ تُقَمْ عَلَيْهِ اَلْحُدُودُ»

سؤال2: اگر زانی، ادعای جهل کند (مثلا بگوید: من نمی دانستم این فعل حرام است) یا ادعای شبهة کند (مثلا بگوید: من خیال می کردم اگر زن خودش راضی باشد، دیگر حرام نیست)، آیا این ادعای جهل یا شبهة از او پذیرفته می شود یا خیر؟

پاسخ: بستگی به شخصِ مدعی دارد: 

الف) اگر شخصی باشد که احتمال جهل یا شبهة در او نیست (مثلا طلبه بوده یا ...): از او پذیرفته نمی شود و حد برای او ثابت است.

ب) اگر شخصی باشد که احتمال این جهل و شبهة در او وجود دارد (در یک شهر یا روستایی دور دست زندگی می کرده است): از او پذیرفته می شود و حد از او ساقط می شود


حتما به بحث تندخوانی توجه کنید! طلبه باید هر ماه، حداقل 1 کتاب بخواند. تند خوانی نه تنها سرعت شما را بالا می برد، بلکه فهم شما را نیز تقویت می کند.

همیشه سه کار را در پیش مطالعه انجام دهید: الف) کشف ارتباط درس جدید با درس سابق / ب) ساختار کلی درس فعلی / ج) خواندن عبارت و مشخص کردن محل های ابهام ـ تا سر کلاس، نسبت به آن نقطه حواست را جمع کنی ـ.

۶

تطبیق توبه شخص زانی و اثر آن / ادعای جهل و شبهة در زانی

﴿ والتوبة قبل قيام البيّنة ﴾ على الزاني (اگر قبل از قیام بینة بر زانی توبه کند) ﴿ تسقط الحدّ ﴾ عنه (حد از زانی ساقط است) جلداً كان أم رجماً (چه حد آن زانی شلاق باشد و چه رجم باشد) على المشهور لاشتراكهما في المقتضي للإسقاط (جلد و رجم، اشتراک دارند در مقتضی اسقاط ـ در هر دو توبه اتفاق افتاده است که توبه، مقتضی اسقاط است ـ) ﴿ لا ﴾ إذا تاب ﴿ بعدها (قیام البینه)(اگر بعد از قیام بینه توبه کند، توبه او به درد اسقاط حد نمی خورد) فإنّه (حد) لا يسقط على المشهور؛ للأصل (استصحاب بقاء وجود حدّ) . وقيل: يتخيّر الإمام في العفو عنه والإقامة (امام مخیر است که حد بزند یا نزند) .

ولو كانت التوبة قبل الإقرار فأولى بالسقوط (اولی نسبت به توبه قبل از بینه ـ زیرا آنجا احتمال این که وجود دارد که توبه واقعی نیست ولی چنین احتمالی در این جا وجود ندارد ـ) ، وبعده (اقرار) يتخيّر الإمام في إقامته. وسيأتي.

﴿ ويسقط ﴾ الحدّ ﴿ بدعوى الجهالة ﴾ بالتحريم ﴿ أو الشبهة (اگر زانی ادعا کند که جهل به حکم داشته است یا ادعای شبهه کند، در این صورت حد ساقط است) ﴾ بأن قال: ظننت أنّها حلّت بإجارتها نفسها (با پول) (خیال کردم اگر خودش خودش را حلال کند، صحیح است و حرام نیست) أو تحليلها (بدون پول)، أو نحو ذلك ﴿ مع إمكانهما ﴾ أي الجهالة والشبهة ﴿ في حقّه ﴾ (در صورتی این ادعای جهل و شبهة سبب سقوط حد می شود که امکان جهل و شبهة در حق چنین فردی امکان داشته باشد) . فلو كان ممّن لا يحتمل جهله بمثل ذلك لم يسمع.

﴿ وإذا ثبت الزنا على الوجه المذكور وجب الحدّ ﴾ على الزاني.

واشتراط عدم الاختلاف حيث يقيّدون بأحد الثلاثة.

وكذا يشترط اجتماعهم حال إقامتها دفعة، بمعنى أن لا يحصل بين الشهادات تراخٍ عرفاً، لا بمعنى تلفّظهم بها دفعة وإن كان جائزاً.

﴿ ولو أقام بعضهم الشهادة في غيبة الباقي حُدّوا ولم يُرتقب الإتمام لأنّه لا تأخير في حدٍّ. وقد رُوي عن عليّ عليه‌السلام في ثلاثة شهدوا على رجل بالزنا فقال عليّ عليه‌السلام: « أين الرابع » ؟ فقالوا: الآن يجيء، فقال عليه‌السلام: « حُدُّوهم فليس في الحدود نظر ساعة » (١).

وهل يشترط حضورهم في مجلس الحكم دفعة قبل اجتماعهم على الإقامة ؟ قولان، اختار أوّلهما العلّامة في القواعد (٢) وثانيهما في التحرير (٣) وهو الأجود؛ لتحقّق الشهادة المتّفقة وعدم ظهور المنافي، مع الشكّ في اشتراط الحضور دفعةً، والنصّ لا يدلّ على أزيد من اعتبار عدم تراخي الشهادات.

ويتفرّع عليهما ما لو تلاحقوا واتّصلت شهادتهم بحيث لم يحصل التأخير، فعلى الأوّل يحدّوا (٤) هنا بطريق أولى. وعلى الثاني يحتمل القبول وعدمه، نظراً إلى فقد شرط الاجتماع حالة الإقامة دفعةً، وانتفاء العلّة الموجبة للاجتماع، وهي تأخير حدّ القاذف فإنّه لم يتحقّق هنا.

وحيث يُحدّ الشاهد (٥) أوّلاً قبل حضور أصحابه إمّا مطلقاً أو مع التراخي

__________________

(١) الوسائل ١٨: ٣٧٢، الباب ١٢ من أبواب حدّ الزنا، الحديث ٨.

(٢) القواعد ٣: ٥٢٥.

(٣) التحرير ٥: ٣٠٩ ـ ٣١٠.

(٤) في هامش ( ش ): كذا في جميع النسخ، والظاهر أنّه لا وجه لحذف النون.

(٥) في ( ش ): الشهود.

﴿ فإن جاء الآخرون بعد ذلك ﴿ وشهدوا حُدّوا أيضاً لفقد شرط القبول في المتأخّر كالسابق.

﴿ ولا يقدح تقادم الزنا المشهود به ﴿ في صحّة الشهادة للأصل. وما رُوي في بعض الأخبار: من أنّه ﴿ متى زاد عن ستّة أشهر لا يسمع (١) شاذّ.

﴿ ولا يسقط الحدّ ولا الشهادة ﴿ بتصديق الزاني الشهود ولا بتكذيبهم أمّا مع التصديق فظاهر. وأمّا مع التكذيب؛ فلأنّ تكذيب المشهود عليه لو أثّر لزم تعطّل الأحكام.

﴿ والتوبة قبل قيام البيّنة على الزاني ﴿ تسقط الحدّ عنه جلداً كان أم رجماً على المشهور (٢) لاشتراكهما في المقتضي للإسقاط ﴿ لا إذا تاب ﴿ بعدها فإنّه لا يسقط على المشهور؛ للأصل. وقيل: يتخيّر الإمام في العفو عنه والإقامة (٣).

ولو كانت التوبة قبل الإقرار فأولى بالسقوط، وبعده يتخيّر الإمام في إقامته. وسيأتي.

﴿ ويسقط الحدّ ﴿ بدعوى الجهالة بالتحريم ﴿ أو الشبهة بأن قال: ظننت أنّها حلّت بإجارتها نفسها أو تحليلها، أو نحو ذلك ﴿ مع

__________________

(١) لم نعثر عليه. نعم، ورد في مرسلة ابن أبي عمير ما يلي: قلت: فإن كان امرأً غريباً لم تُقَم ؟ قال: لو كان خمسة أشهر أو أقلّ وقد ظهر منه أمر جميل لم تقم عليه الحدود. الوسائل ١٨: ٣٢٧، الباب ١٦ من أبواب مقدّمات الحدود وأحكامها العامّة، الحديث ٣. نعم، أشار المحقّق إلى ذلك الخبر في الشرائع ٤: ١٥٣.

(٢) لم نقف على مستند هذه الأحكام، لكنّها مشهورة. ( منه رحمه‌الله ).

(٣) قاله المفيد في المقنعة: ٧٧٧، والحلبي في الكافي: ٤٠٧.

إمكانهما أي الجهالة والشبهة ﴿ في حقّه . فلو كان ممّن لا يحتمل جهله بمثل ذلك لم يسمع.

﴿ وإذا ثبت الزنا على الوجه المذكور وجب الحدّ على الزاني.

﴿ وهو أقسام ثمانية :

﴿ أحدها: القتل بالسيف ونحوه:

﴿ وهو للزاني بالمحرم النَسَبي من النساء ﴿ كالاُمّ والاُخت والعمّة والخالة وبنت الأخ والاُخت. أمّا غيره من المحارم بالمصاهرة ـ كبنت الزوجة واُمّها ـ فكغيرهنّ من الأجانب على ما يظهر من الفتاوى. والأخبار (١) خالية من تخصيص النسبي، بل الحكم فيها معلّق على ذات المحرم مطلقاً.

أمّا من حرمت بالملاعنة والطلاق (٢) واُخت الموقَب وبنته واُمّه فلا وإن حرمن مؤبَّداً.

وفي إلحاق المحرَّم للرضاع بالنسب وجه، مأخذه إلحاقه به في كثير من الأحكام للخبر (٣) لكن لم نقف على قائل به (٤) والأخبار تتناوله.

وفي إلحاق زوجة الأب والابن وموطوءة الأب بالملك بالمحرّم النسبي

__________________

(١) الوسائل ١٨: ٣٨٥، الباب ١٩ من أبواب حدّ الزنا.

(٢) أي الطلاق التاسع؛ فإنّ الكلام في المحرّمة مؤبَّداً.

(٣) الوسائل ١٤: ٢٨٠ ـ ٢٨٢، الباب الأوّل من أبواب ما يحرم بالرضاع.

(٤) قاله الشيخ في المبسوط ٨: ٨، والخلاف ٥: ٣٨٦، المسألة ٢٩، وابن سعيد في الجامع للشرائع: ٥٤٩، راجع الجواهر ٤١: ٣١٢.